پا به پا دنبالت بودم پشت هر دري بودي منتظر بودم تا يه نگاه به من بندازي
و وقتي نگاهم مي کردي سرم را از خجالت پايين مي انداختم و با يک لبخند
متوجهت ميکردم که من عاشقت شدم
کم کم نگاه ها عوض ميشد و عاشقانه تر
هر روز دلم برايت تنگ تر ميشد
از کنارت که رد ميشدم عطري را که به خودت زده بودي
را با تمام وجودم استشمام ميکردم
انقدر دنبال عطرت گشتم تا بالاخره پيدايش کردم
چه بوي خوب ولطيفي!بيانگر دل پاک و مهربانت بود
.
.
.
.
و امروز که در کنارت نيستم با تمام وجودم عطرت را ميبويم
و از ته دل مي گريم....
چرا که تو در کنارم نيستي و من هر لحظه دلتنگ تر ميشوم
دوستت دارم تا پاي جان
به قول اقاي ياحا کاشاني:
کي ميدونه من عاشق کي شدم؟
کي ميتونه حتي شبيهت بشه؟
چه عطري به خودت زدي که فقط
منو قلبمو سمت تو ميکشه ....
برچسب: دلنوشته دلتنگی,دلنوشته تنهایی و دلتنگی,دل نوشته دلتنگی جدید,دل نوشته دلتنگی عاشقانه,دل نوشته دلتنگی همراه با عکس,دل نوشته دلتنگی کوتاه,
نویسنده: باران کاشفی